الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
مىداد . عموم مفسران معتقدند كه : « مِنْ أَجْلِ » آغاز كلام است و متصل بما قبل نيست . ابن انبارى دليل آورده است كه اينجا سر آيه است و سر آيه ، فصل است و نيز گويد : كسى كه اين كلمه را مربوط به « نادمين » مىداند ، براى « كتبنا » علتى باقى نگذارده لكن كسى كه آن را مربوط به « كتبنا » مىداند ، علت ندامت را هم ساقط نكرده و اين اولى است . مقصود اكنون خداوند ، تكليف مردم را در باب قتل ، بيان كرده ، فرمود : - مِنْ أَجْلِ ذلِكَ : زجاج گويد يعنى : از اين جنايت كه عبارت است از قتل هابيل بدست قابيل . كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ : واجب ساختيم بر بنى اسرائيل أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ ، كه هر كس ديگرى را بدون اينكه مرتكب قتل شده باشد تا سزاوار قصاص باشد ، يا بدون اينكه فسادى در روى زمين كرده باشد تا سزاوار كشتن باشد ، بقتل برساند ، مثل اين است كه همهء مردم را كشته است . منظور از فساد در روى زمين ، اين است كه به جنگ خدا و رسول بر خيزد يا اينكه در ميان مردم ايجاد ترس و ناامنى كند . چنان كه مىفرمايد : « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ . . . » ( 33 همين سوره ) فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً : در اينباره اقوالى است : 1 - يعنى همهء انسانهاى ديگر بواسطهء ارتكاب آن قتل ، با قاتل دشمن هستند . در حقيقت مثل اينكه قاتل براى قتل همهء انسانها كمر بسته و آنها چنان از دست او پريشان و آشفته هستند كه مقتول از دست او ! بنا بر اين مثل اينكه قاتل همهء انسانهاست . اما كسى كه انسانى را از غرق يا سوختن يا آوار يا هر عامل كشندهاى نجات دهد يا او را از گم گشتگى حفظ كند ، مثل اين است كه همهء انسانها را زنده كرده است و خداوند اجر احيا كننده همهء انسانها را به او مىدهد ، زيرا وى بخاطر اينكه برادر مؤمنشان را